أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

402

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

نفع از آن ميگيرد اما منكوحه اگر در زندگى تو محافظت احوال خود كرده باشد خداى تعالى بهركس كه خواهد بدهد « 29 » و اما فرزندان اگر پرهيزگارانند حق تعالى نظر رحمت و رأفت با ايشان دارد و اگر چنين نباشد خداى تعالى چنانچه خواهد ايشان را بدارد و فقيه ارشد الدين چون اين سخن بشنيد گفت مرا خلاص گردانيدى خداى تعالى ترا خلاص گرداناد . پس شيخ شمس الدين فرمود اين زمان فكرى ديگر مانده است گفت نه هيچ فكر نمانده است و توجه بخداى كرده‌ام و انتظار ملائكه ميكشم و اين زمان بدلى فارغ ميروم پس كلمه طيبه شهادتين بگفت و جان به حق تسليم كرد در ماه شعبان در سال ششصد و چهار از هجرت و او را دفن كردند در رباط خود نزديك مصلى رحمت الله عليه . شيخ محمد بن ارشد « 30 » پسر صادق عالم اوست كه وعظ ميگفت و چند سال نصيحت خلق ميكرد و مسافرت حجاز و عراق كرده بود چند نوبت ، و او را گريه و جدى بود چنانچه نسبت او در گريه كردن بفقيه حسين « 31 » مارئى « 32 » ميكردند كه او نيز در عهد خود گريه بسيار ميكرد و خلوات پاك ميداشت « 33 » و چون وفاتش در رسيد در اربعين موسوى بود پس در خلوت گفت اميد ميدارم كه افطار روزه من بلقاى تو باشد و مرا از وحشت دنيا بيرون برى و بر انس عقبى رسانى و حضرت حق تعالى دعاى او مستجاب كرد و در روز جمعه در آخر

--> ( 29 ) - و اما الزوجه فانها كانت مركبا لك فى حياتك و يركب الله عليها من يشاء ( شد الازار ) . ( 30 ) - جها : شيخ شمس الدين محمد بن رشيد - الشيخ محمد بن على بن محمد بن على ( شد الازار ) . ( 31 ) - مقصود فقيه صائن الدين حسين بن محمد سلمان است . ( 32 ) - مد : تاريئى - جها : تازى . ( 33 ) - اشتباهى عجيب براى مترجم دست داده و به كلى مطلب را نفهميده و متن را به وضع ناهنجارى مغلوط ترجمه كرده است از جهت استحضار قارئين عين متن شد الازار نقل مىشود تا اولا مطلب روشن شود و ثانيا بعدم فهم مترجم در ترجمه پى برند - و كان بكاء ، قال الفقيه حسين مارئى باك مثله فى عهده و كانت له خلوات مقدسه .